عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )
398
الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )
من آن كوته تنه « 7 » درخت نخل شفابخش خارش شتران و آن متكاى افراشته نخلهاى پربارم . « ح » حدثنى بعض الفتاك . . . ص 25 يكى از بوالهوسان خيرهسر برايم نقل كرد گفت : با سازوبرگ كامل بيرون شدم و تاريكى سينه خود را گشوده ، و روز ، آخرين نفس خود را كشيده بود . و نيام مقتضى بيرون آوردن شمشير بود . ناگهان به يكى از راهها وارد شدم ، و به كار برخى عابران ميان راه پرداختم ؛ تا وقتى كه تاريكى شتران فربه خود را به پيش راند و هوا رشحه ملايم را لمس كرد ، از سمت راست احساس خطر كردم ، و از آن خطر پنهان شدم و موضع گرفتم ، ناگهان شخصى ظاهر شد كه مانند وى را رشته نگاه به نظم نياورده بود و برايم سابقه نداشت كه ( مثل ) وى از بشر باشد ، در حالى كه لباس مويين بلند بر تن پيچيده و از دهانش شعله آتش زبانه مىكشيد ، گاهى مانند شيطان با همه وجودش مىپريد و گاهى مانند گرگ چاردستوپا مىشتابيد و اطراف دو كفدستى آهنين را مىگرفت كه بر زمين واقع شدن آنها چون گشودن سوگند بود ، پس خود را پنهان كردم تا پا بر بيابان نهاد ، وى را تعقيب كردم ، ناگاه دريافتم كه به خانههاى اهل فنا و ساكنان خاك سر مىگذارد و در او اميد رعايت عهدى نمىرود و نه وى را به استخوانهاى پوسيده ايشان رحمى است . پس شروع كرد بر سر گورها پا بگذارد و آنها را بشكافد و به بويد و استشمام كند ، تا اين كه بر گمشده خود دست يافت و مدفون در آن شب را يافت پس كارى شگفتآور در حمل آن سنگها و خاك از وى ديدم تا سرانجام به ( جسد ) آن شخص بيچاره در آن قعر تاريك رسيد ، او را از حفره قبر بيرون كشيد و بر سنگ قبرش انداخت و كفنهايش را در آورد و تابوتش را شكست ، سپس برگشت . . . و سنگى برداشت . . . و آن سنگها و خاكها را بر او سرازير كرد و پا به فرار گذاشت تا داخل حصار شد ناگاه حركت نگهبانان و گشتيان را دريافت و بسوى گلدسته بازگشت و بر آن بر آمد ، سپس صدايش را بالا برد و پند داد و هشدار داد و اندرز داد و استمالت كرد ، و دنيا و فناى آن ، و رستاخيز و خطرهاى آن ، و آتش و عذاب آن ، بهشت و كوزههاى آن را شرح داد ، پس صداى گريه قوم را شنيد و گويى من آن صحنهها را در خواب مىبينم ، در حالى كه كارهايش مرا برانگيخته و شيوههايش مرا به وحشت
--> ( 7 ) - « جذيل » مصغّر جذل و آن عبارت از ساقه درخت است و تصغير در اين مقام براى تعظيم است . بنابراين منظور از كوته تنه ، تنه بلند است و همچنين است تصغير عذيق . - م .